جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le gardien
01
نگهبان, محافظ، گارد
personne chargée de surveiller ou protéger un lieu
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
gardiens
مثالها
Le gardien et la gardienne partagent les tours de nuit.
نگهبان و نگهبان زن شیفتهای شب را تقسیم میکنند.



























