filmer
fil
fɪl
fil
mer
mɛʁ
mer
filer

تعریف و معنی "filmer"در زبان فرانسوی

filmer
01

فیلم‌برداری کردن, فیلم گرفتن

enregistrer des images ou une scène avec une caméra 
filmer definition and meaning
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
فعل کمکی
avoir
اول‌شخص مفرد
filme
اول‌شخص جمع
filmons
اول‌شخص زمان آینده
filmerai
وجه وصفی حال
filmant
اسم مفعول
filmé
اول‌شخص جمع زمان ناقص
filmions
مثال‌ها
Il filme le mariage de son ami. 

او عروسی دوستش را فیلمبرداری می‌کند.

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه