جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le festival
01
جشنواره, فستیوال
événement organisé pour célébrer l'art, la musique, le cinéma, la culture ou d'autres activités
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
festivals
مثالها
Nous allons au festival de musique ce week-end.
ما این آخر هفته به جشنواره موسیقی میرویم.



























