جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
dresser
01
درست کردن, ساختن، بنا کردن
درست کردن
مثالها
Dresser un plat.
02
رام کردن, اهلی کردن
رام کردن
مثالها
dresser un chien
03
تنظیم کردن (متن، لیست، سند), نوشتن
تنظیم کردن (متن، لیست، سند)
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
باقاعده
فعل کمکی
avoir
وجه وصفی حال
dressant
اسم مفعول
dressé
مثالها
J'ai dressé un rapport financier pour mon patron.
04
قد علم کردن, ایستادن، بر پا ساختن
قد علم کردن
مثالها
Ce sont les adolescents qui se dressent contre leurs parents



























