جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
distiller
01
تقطیر کردن, بهوسیلهٔ تقطیر جدا کردن
-
اطلاعات دستوری
باقاعده
مثالها
On distille le vin pour produire certaines eaux-de-vie.
02
منتشر کردن, بهتدریج القا کردن، پراکندن
-
مثالها
Le film distille peu à peu un sentiment d'inquiétude.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
distiller
tiller



























