جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
devenir
01
نتیجه داشتن, نتیجهای در بر داشتن، شدن
نتیجه داشتن
مثالها
Que devient l'arbre que vous avez planté à l'automne dernier ?
02
شدن
شدن
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
باقاعده
فعل کمکی
être
وجه وصفی حال
devenant
اسم مفعول
devenu
مثالها
Il veut devenir médecin quand il sera grand.
Le devenir
01
آینده, آتیه
آینده
اطلاعات دستوری
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
مثالها
Le devenir de cette entreprise dépend des décisions de ses dirigeants.



























