جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
câbler
01
سیمکشی کردن, متصل کردن
installer ou relier des câbles dans un bâtiment, un appareil ou un réseau
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
باقاعده
فعل کمکی
avoir
مثالها
Les électriciens ont câblé toute la maison.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
سیمکشی کردن, متصل کردن