جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le cyclone
01
گردباد, توفان
tempête très violente avec des vents tourbillonnants
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
cyclones
مثالها
Les habitants se préparent avant l' arrivée du cyclone.
ساکنان قبل از رسیدن طوفان چرخنده آماده میشوند.
02
کاهش فشار بارومتری یا اتمسفری, فروبار
zone de basse pression atmosphérique accompagnée de vents tournants
مثالها
Les météorologues suivent le cyclone pour prévoir la météo.
هواشناسان سیکلون را برای پیشبینی آب و هوا دنبال میکنند.
03
(فرد) بسیار فعال
personne très dynamique et pleine d'énergie
مثالها
Elle est un cyclone au travail et finit toujours tout à temps.
او در کار یک طوفان است و همیشه همه چیز را به موقع تمام میکند.
درخت واژگانی
anticyclone
cyclone



























