crisper
crisper
crisser

تعریف و معنی "crisper"در زبان فرانسوی

crisper
01

عصبانی کردن, کفر (کسی را) درآوردن

عصبانی کردن 
crisper definition and meaning
مثال‌ها
Son attitude arrogante me crispe. 
02

منقبض کردن, -

منقبض کردن 
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
باقاعده
فعل کمکی
avoir
مثال‌ها
La douleur lui crispe les muscles du dos. 

LanGeek

اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه