جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La crampe
01
گرفتگی عضلانی
contraction involontaire et douloureuse d'un muscle
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
crampes
مثالها
Il a une crampe au mollet après avoir couru.
او بعد از دویدن در ساق پا گرفتگی عضلانی دارد.
02
دلدرد (در دوران عادت ماهیانه)
douleur abdominale ou pelvienne survenant pendant les règles
مثالها
Elle a une crampe chaque mois pendant ses règles.
او هر ماه در دوران قاعدگی گرفتگی دارد.



























