جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
coté
01
پرطرفدار, محبوب
qui est apprécié ou recherché par beaucoup de gens
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
le plus coté
شکل تفضیلی
plus coté
درجهپذیر
مفرد مذکر
coté
جمع مذکر
cotés
مفرد مؤنث
cotée
جمع مؤنث
cotées
مثالها
Les produits locaux sont de plus en plus côtés.
محصولات محلی روز به روز بیشتر مورد تقاضا هستند.
Le coté
[gender: masculine]
01
کنار, پهلو
partie latérale de quelque chose ; direction ou position adjacente
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
côtés
مثالها
Il a une raie sur le côté aujourd'hui.
امروز روی کنارش یک خط دارد.



























