جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le cordon-bleu
01
آشپز ماهر
cuisinier ou cuisinière d'excellente compétence
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
cordons-bleus
مثالها
Ma grand-mère était un vrai cordon-bleu pour les plats traditionnels.
مادربزرگ من یک cordon-bleu واقعی برای غذاهای سنتی بود.



























