جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
concentrer
01
تمرکز کردن
diriger toute son attention sur une seule chose
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
فعل کمکی
être
اولشخص مفرد
concentre
اولشخص جمع
concentrons
اولشخص زمان آینده
concentrerai
وجه وصفی حال
concentrant
اسم مفعول
concentré
اولشخص جمع زمان ناقص
concentrions
مثالها
Je n' arrive pas à me concentrer avec ce bruit.
من نمیتوانم با این سر و صدا تمرکز کنم.



























