جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
comporter
01
شامل بودن, دربرگرفتن
داشتن
اطلاعات دستوری
باقاعده
فعل کمکی
avoir
وجه وصفی حال
comportant
اسم مفعول
comporté
مثالها
Ce livre comporte douze chapitres.
این کتاب دوازده فصل دارد.
02
مستلزم بودن, در پی داشتن
در بر داشتن
مثالها
Ce travail comporte certains risques.
این کار خطرات خاصی به همراه دارد.
03
رفتار کردن, عمل کردن
-
مثالها
Les enfants se sont bien comportés pendant la visite.
بچهها در طول بازدید خوب رفتار کردند.
LanGeek



























