جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
commettre
01
مرتکب شدن, دست به کاری زدن
faire une erreur, un crime ou un acte important, souvent négatif
مثالها
Elle a commis un vol dans ce magasin.
او در آن فروشگاه یک دزدی مرتکب شد.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
مرتکب شدن, دست به کاری زدن