جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La coloration
01
(عمل) رنگ کردن
action ou résultat de modifier la couleur naturelle (cheveux, tissus, etc.)
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
colorations
مثالها
Elle fait une coloration tous les deux mois.
او هر دو ماه یکبار رنگآمیزی میکند.



























