جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
coasser
01
قور قور کردن (قورباغه)
pousser le cri d'une grenouille
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
جدانشدنی
فعل کمکی
avoir
اولشخص مفرد
coasse
اولشخص جمع
coassons
اولشخص زمان آینده
coasserai
اسم مفعول
coassé
اولشخص جمع زمان ناقص
coassions
مثالها
Les grenouilles coassent après la pluie.
قورباغهها بعد از باران قورقور میکنند.



























