جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
clapoter
01
به آرامی موج زدن, شلپ شلپ کردن
faire de petits mouvements en parlant de l'eau, avec un léger bruit
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
باقاعده
فعل کمکی
avoir
مثالها
Les vagues clapotaient contre le quai.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
به آرامی موج زدن, شلپ شلپ کردن