جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le bénéfice
01
سود, نفع، فایده
gain financier obtenu après déduction des coûts ou avantage tiré d'une situation
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
bénéfices
مثالها
Ce médicament apporte des bénéfices significatifs aux patients.
این دارو منافع قابل توجهی برای بیماران به همراه میآورد.



























