جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le ballon rond
01
فوتبال (مجاز)
terme métonymique désignant le football/soccer
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
ballons ronds
مثالها
Il a consacré sa vie au ballon rond.
او زندگی خود را به توپ اختصاص داد.



























