جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
L'agonie
[gender: feminine]
01
احتضار
état de souffrance extrême juste avant la mort
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
Les médecins surveillaient l' agonie du patient.
پزشکان جانکندن بیمار را زیر نظر داشتند.
02
زوال, نابودی
souffrance intense ou détresse morale
مثالها
Elle a vécu l' agonie de la trahison.
او عذاب خیانت را تجربه کرد.



























