جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
L'admirateur
01
طرفدار, دوستدار، علاقهمند
personne qui aime beaucoup quelqu'un ou quelque chose
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
admirateurs
مثالها
Il est un grand admirateur de ce chanteur.
او طرفدار بزرگی از این خواننده است.



























