جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
L'admirateur
01
طرفدار, دوستدار، علاقهمند
personne qui aime beaucoup quelqu'un ou quelque chose
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
admirateurs
مثالها
Les admirateurs attendent la star devant la salle.
طرفداران منتظر ستاره در جلوی سالن هستند.



























