جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
abîmer
01
نابود کردن, آسیب زدن
faire mal à quelque chose ou le rendre moins bon
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
فعل کمکی
avoir
اولشخص مفرد
abîme
اولشخص جمع
abîmons
اولشخص زمان آینده
abîmerai
وجه وصفی حال
abîmant
اسم مفعول
abîmé
اولشخص جمع زمان ناقص
abîmions
مثالها
La pluie peut abîmer les meubles en bois.
باران میتواند مبلمان چوبی را آسیب برساند.



























