La réanimation
01
(عمل) به هوش آوردن, احیا، تجدید حیات
معلومات نحوية
معدود
الجنس النحوي
مؤنث
أمثلة
Le médecin s' occupe de la réanimation du malade.
02
مراقبتهای ویژه (بیمارستان)
(عمل) به هوش آوردن, احیا، تجدید حیات
مراقبتهای ویژه (بیمارستان)