جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El furtivismo
01
شکار غیرقانونی
actividad ilegal de caza o pesca de animales protegidos o en épocas prohibidas
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
مثالها
La policía detuvo a varios cazadores por furtivismo.
پلیس چندین شکارچی را به دلیل شکار غیرقانونی دستگیر کرد.



























