جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La taquicardia
01
تاکی کاردی
aumento anormal de la frecuencia cardíaca
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
taquicardias
مثالها
El paciente presentó taquicardia durante el examen.
بیمار در طول معاینه تاکیکاردی نشان داد.



























