جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La psicomotricidad
01
فعالیت روانی-حرکتی
conjunto de actividades que implican la coordinación entre mente y movimiento
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
El terapeuta trabaja la psicomotricidad del paciente.
درمانگر روی فعالیت روانحرکتی بیمار کار میکند.



























