جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
minimizar
01
کاهش دادن, حداقل کردن
reducir algo al menor grado o cantidad posible
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
اولشخص مفرد
minimizo
سومشخص مفرد
minimiza
وجه وصفی حال
minimizando
گذشته ساده
minimizó
اسم مفعول
minimizado
مثالها
El sistema ayuda a minimizar el consumo de energía.
سیستم به به حداقل رساندن مصرف انرژی کمک میکند.



























