جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
minimizar
01
کاهش دادن, حداقل کردن
reducir algo al menor grado o cantidad posible
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
اولشخص مفرد
minimizo
سومشخص مفرد
minimiza
وجه وصفی حال
minimizando
گذشته ساده
minimizó
اسم مفعول
minimizado
مثالها
Debemos minimizar los errores en el proceso.
ما باید به حداقل برسانیم خطاها را در فرآیند.



























