جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El buzoneo
01
توزیع تبلیغات
reparto de publicidad o folletos en buzones
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
buzoneos
مثالها
La empresa hizo un buzoneo en todo el barrio.
شرکت یک پخش آگهی در تمام محله انجام داد.



























