جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La comilona
01
ضیافت, مهمانی بزرگ
comida abundante y generalmente informal en la que se come mucho
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
comilonas
مثالها
Ayer tuvimos una gran comilona en casa de mis abuelos.
دیروز یک ضیافت بزرگ در خانه پدربزرگ و مادربزرگم داشتیم.



























