جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El campin
01
کمپینگ
actividad de acampar o lugar destinado a acampar al aire libre
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
مثالها
Fuimos de campin el fin de semana.
ما آخر هفته به کمپینگ رفتیم.



























