جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La simpatía
01
دوستی
cualidad de una persona que resulta agradable y cercana a los demás
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
La simpatía del camarero hizo la cena más agradable.
خوشبرخوردی گارسون شام را دلپذیرتر کرد.



























