جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La tarjeta de vista
01
کارت ویزیت, کارت تجاری
tarjeta con los datos de contacto de una persona o empresa
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
tarjetas de visita
مثالها
Le entregó su tarjeta de visita al cliente.
او کارت ویزیت خود را به مشتری داد.



























