جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El programa de vida animal
01
برنامه حیوانی, برنامه درباره حیوانات
programa de televisión centrado en animales y su comportamiento
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب پیچیده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
programas de vida animal
مثالها
Vimos un programa de vida animal sobre leones en África.
ما یک برنامه زندگی حیوانات درباره شیرها در آفریقا تماشا کردیم.



























