جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
torear
01
شرکت در گاوبازی در یک میدان, جنگیدن با گاوها
participar en la lidia de toros en una plaza
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
اولشخص مفرد
toreo
سومشخص مفرد
torea
وجه وصفی حال
toreando
گذشته ساده
toreó
اسم مفعول
toreado
مثالها
Los toreros se preparan durante años para torear.
گاوبازها سالها برای torear آماده میشوند.



























