جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El olvido
01
فراموشی, نسیان
falta de memoria o el acto de no recordar algo
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
olvidos
مثالها
El olvido de su contraseña le impidió entrar al sistema.
فراموشی رمز عبورش مانع ورود او به سیستم شد.



























