جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El velatorio
01
مراسم شب زندهداری قبل از خاکسپاری, مراسم نگهبانی از مرده
acto o ceremonia donde se vela a un difunto antes del entierro
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
velatorios
مثالها
Familiares y amigos asistieron al velatorio.
خویشاوندان و دوستان در مراسم تشییع جنازه شرکت کردند.



























