جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El desánimo
01
ناامیدی, دلسردی
estado de abatimiento o pérdida de ánimo y motivación
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
مثالها
Se notaba el desánimo en su voz.
ناامیدی در صدایش شنیده میشد.



























