جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Los nervios
01
عصبی بودن, بی قراری
estado de inquietud o ansiedad que provoca tensión o agitación
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
nervios
مثالها
Tenía nervios antes de subir al escenario.
قبل از رفتن روی صحنه اعصاب داشت.



























