جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El sudor frío
01
عرق سرد
sudor repentino causado por miedo nervios o dolor
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
مثالها
Le salió sudor frío al escuchar la noticia.
وقتی خبر را شنید عرق سرد رویش نشست.



























