جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El bloody mary
01
بلادی مری
un cóctel hecho con vodka, jugo de tomate y diversas especias y condimentos
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب پیچیده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
bloody marys
مثالها
Pido un bloody mary con mucho apio y salsa picante.
من یک بلادی ماری با مقدار زیادی کرفس و سس تند سفارش میدهم.



























