جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El reformatorio
01
موسسه اصلاحی, مرکز تربیتی
una institución correccional para jóvenes delincuentes donde reciben educación y disciplina
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
reformatorios
مثالها
Pasó dos años en un reformatorio por robo.
او به دلیل دزدی دو سال را در یک دارالتأدیب گذراند.



























