جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El preso
01
زندانی, اسیر
una persona privada de libertad y encerrada en una cárcel
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
presos
مثالها
Los presos tienen derecho a una visita semanal.
زندانیان حق یک بازدید هفتگی دارند.



























