جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La vagancia
01
آوارگی, بیکاری
el estado o hábito de vivir sin trabajar o sin un propósito fijo, deambulando
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
Su vida de vagancia lo llevó de un pueblo a otro sin rumbo.
زندگی آوارگی او او را از شهری به شهر دیگر بدون جهت هدایت کرد.



























