جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La huida
01
فرار
la acción de escapar rápidamente de un lugar, especialmente después de un crimen
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
Durante la huida, el coche chocó contra un poste.
در حین فرار، خودرو به یک تیر برخورد کرد.



























