جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El reposacabezas
01
تکیهگاه سر, پشتی سر
la parte del asiento que sirve de apoyo para la cabeza
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
reposacabezas
مثالها
Ajustó la altura del reposacabezas antes del viaje.
او قبل از سفر ارتفاع تکیهگاه سر را تنظیم کرد.



























