جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El reposabrazos
01
دستگیره, تکیهگاه دست
un apoyo para el brazo en el asiento de un vehículo
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
reposabrazos
مثالها
Bajó el reposabrazos central para mayor comodidad.
او دستگیره مرکزی را برای راحتی بیشتر پایین آورد.



























