جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El pitch
01
ضربه پيچ, ضربه بلند و كوتاه
un golpe alto y corto hacia el green
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
pitches
مثالها
Hizo un pitch perfecto cerca de la bandera.
او یک پيچ عالی نزدیک پرچم زد.



























