جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La hermandad femenina
01
خواهری, سازمان زنان
una organización social de mujeres en una universidad estadounidense
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
hermandades femeninas
مثالها
La hermandad femenina organiza eventos benéficos.
انجمن خواهری رویدادهای خیریه را سازماندهی میکند.



























