جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
visualizar
01
تصور کردن, تجسم کردن
formar una imagen mental de algo o representarlo gráficamente
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
اولشخص مفرد
visualizo
سومشخص مفرد
visualiza
وجه وصفی حال
visualizando
گذشته ساده
visualizó
اسم مفعول
visualizado
مثالها
El arquitecto visualizó el edificio terminado antes de dibujar los primeros planos.
معمار ساختمان تمام شده را قبل از کشیدن اولین نقشهها تصور کرد.



























